از ماه ها و سال های گذشته که هر از گاهی در گوشه ای از هفته نامه های محلی این عنوان به چشم می خورد که " دشتستان ناامن است" یا حتی به گوش می رسید که تمهیدات ویژه برای ازدحام سربازان بیشتری در خیابان های شهر و جاده های شهرستان ضروری می نماید، زمان نسبتا زیادی می گذرد، آن موقع مقامات عالی رتبه نظامی و انتظامی استان از این تیتر پردازی ها برآشفته می شدند و ضریب امنیت شهرستان دشتستان را با شاخص های مشابه در دیگر جاهای کشور می سنجیدند و کارهای انفرادی بعضی اشرار یا مشکلات قبیله ای و فامیلی بعضی خانواده ها را بی ارتباط با فرایند وظایف مربوطه می دانستند. آن دوره گر چه با شهادت یکی دو افسر عالی رتبه منجر به واکنش جدی تر نیروی انتظامی شد و آرامش نسبی مطلوبی را به دنبال داشت ولی همچنان خلا یک فرآیند تاثیرگذار پلیسی مایه نگرانی شهروندان و چالش پایدار نیروی انتظامی باقی مانده است.
اینجانب در این مقال، قصد واکاوی نقاط ضعف و قوت این نهاد شریف را ندارم، و چنانچه از خلا امنیتی متناسب با شان شهروندان صحبت می شود، به هیچ عنوان به معنی نفی تلاش های شبانه روزی آن ها نیست. دقیقا همین الان که این سطور نگاشته می شود خبرهای بی شماری از موفقیت این عزیزان در گوشه گوشه استان به دفتر این هفته نامه واصل شده که در جای خود و در ستون مربوطه همین شماره قابل رویت است. نصب کیوسک های آن فرماندهی در بعضی از تقاطع و معابر نیز کار پسندیده ای است که مورد تایید است و آرامش خاطر را به دنبال دارد و از آن به نیکی یاد می کنیم، پوسترهای آموزشی و بعضی کلیپ های تلویزیونی، مجهز شدن به ماشین آلات پیشرفته هم مزید سپاسگزاری است، اما عدم توسعه ی مردم محور در فعالیت های پلیسی، کمبود علایم هشدار دهنده، عدم فعالیت آموزشی دیداری( بصیراوی) در سیمای مرکز استان، عدم روی آوری به مشارکت گسترده یگان های ویژه در رزمایش های شهری، عدم اطلاع رسانی به موقع و شفاف از موفقیت های پرسنل تحت امر، کم رنگ بودن پروسه تشویق و تنبیه، عدم برخورد به موقع با تخلفات احتمالی پرسنل تحت امر، از ماه ها و سال های گذشته که هر از گاهی در گوشه ای از هفته نامه های محلی این عنوان به چشم می خورد که " دشتستان ناامن است" یا حتی به گوش می رسید که تمهیدات ویژه برای ازدحام سربازان بیشتری در خیابان های شهر و جاده های شهرستان ضروری می نماید، زمان نسبتا زیادی می گذرد، آن موقع مقامات عالی رتبه نظامی و انتظامی استان از این تیتر پردازی ها برآشفته می شدند و ضریب امنیت شهرستان دشتستان را با شاخص های مشابه در دیگر جاهای کشور می سنجیدند و کارهای انفرادی بعضی اشرار یا مشکلات قبیله ای و فامیلی بعضی خانواده ها را بی ارتباط با فرایند وظایف مربوطه می دانستند. آن دوره گر چه با شهادت یکی دو افسر عالی رتبه منجر به واکنش جدی تر نیروی انتظامی شد و آرامش نسبی مطلوبی را به دنبال داشت ولی همچنان خلا یک فرآیند تاثیرگذار پلیسی مایه نگرانی شهروندان و چالش پایدار نیروی انتظامی باقی مانده است.
اینجانب در این مقال، قصد واکاوی نقاط ضعف و قوت این نهاد شریف را ندارم، و چنانچه از خلا امنیتی متناسب با شان شهروندان صحبت می شود، به هیچ عنوان به معنی نفی تلاش های شبانه روزی آن ها نیست. دقیقا همین الان که این سطور نگاشته می شود خبرهای بی شماری از موفقیت این عزیزان در گوشه گوشه استان به دفتر این هفته نامه واصل شده که در جای خود و در ستون مربوطه همین شماره قابل رویت است. نصب کیوسک های آن فرماندهی در بعضی از تقاطع و معابر نیز کار پسندیده ای است که مورد تایید است و آرامش خاطر را به دنبال دارد و از آن به نیکی یاد می کنیم، پوسترهای آموزشی و بعضی کلیپ های تلویزیونی، مجهز شدن به ماشین آلات پیشرفته هم مزید سپاسگزاری است، اما عدم توسعه ی مردم محور در فعالیت های پلیسی، کمبود علایم هشدار دهنده، عدم فعالیت آموزشی دیداری( بصیراوی) در سیمای مرکز استان، عدم روی آوری به مشارکت گسترده یگان های ویژه در رزمایش های شهری، عدم اطلاع رسانی به موقع و شفاف از موفقیت های پرسنل تحت امر، کم رنگ بودن پروسه تشویق و تنبیه، عدم برخورد به موقع با تخلفات احتمالی پرسنل تحت امر، تاکید بر فعالیت های سنتی به جای تاکتیک های مدرن از جمله کاستی های مشهود در فعالیت های نیروی انتظامی استان ما می باشد. که البته نمی توان از قصور سایر نهادهای ذیربط همچون آموزش و پرورش، بهزیستی، صدا و سیما و تشکل های مردم نهاد نیز به آسانی گذشت. نمی توانیم از موفقیت های سربازان خود خوشحال باشیم، در حالی که هنوز برای عبور و مرور قانون شکنانه موتورسیکلت های شهری و مزاحمت برای نوامیس مردم حدی وجود ندارد، هنوز پارک های محله ای، مرکز اجتماع اوباش و ولنگاری بعضی اشرار می باشند. نمی توانیم به پلیس خود اعتماد داشته باشیم، در حالی که تردد زوج های جوان در بعضی ساعات و بعضی مناطق مورد طمع و دست درازی خناسان می باشد بی شک برازنده فرزندان دلیر این آب و خاک در نیروهای انتظامی نیست که به فاصله یک چشم به هم زدن شروری به بانک وارد شود، یکی از هم قطاران او را بکشد، یکی را زخمی نماید و با ایجاد رعب و وحشت مقاصد خود را عملی نماید. در حالی که همان بانک در زمانی دورتر نیز مورد هجمه مشابه واقع شده است. براستی گاهی در عصر پنج شنبه ای برای زیارت اهل قبور به آرامگاه شهر رفته اید؟ علی الظاهر آن جا محل عبرت زندگان و ادای احترام و طلب آرامش برای خفتگان است، اما تا حالا با انبوه بی شمار مزاحم های موتور سوار برای مردم مواجه شده اید که چگونه آرامش خاطر مردم را بر هم می زنند؟ یا اخاذی سهل الوصل سارقین مسلح که مثل آب خوردن 14 کیلو طلا را با خود می برند. و مواردی از این قبیل که یقین داریم مورد وثوق فرماندهی محترم نیروی انتظامی می باشد.
اما مهم ترین نکته ای که باعث تحریر این نوشته شده، بروز معضل جدید برای خانواده های دانش آموزنی است که در مدارس مختلف شهر به تحصیل مشغولند و به وسیله بعضی باندهای فاسق و تبه کار مورد بی حرمتی قرار می گیرند. موضوعی که از چشم همگان پنهان نیست و گروهی موتور سوار عمدتا بازمانده از تحصیل در ساعات تعطیلی مدارس پسرانه با ایجاد ترس و تهدید اقدام به جلب دانش آموزان مورد نظر خود می کنند. موردی که اینجانب خود بارها شاهد حضور آن ها بوده و هشدارهای لازم را به دانش آموزان داده است، اما بدیهی است که بعضی دانش آموزان کم سن و سال با ظرفیت های جسمی توان دفاع از خود را در مقابل این اشرار ندارند و شاید دردناک باشد که بگوییم دانش آموز پسر دبیرستانی با مادر خود تا درب آموزشگاه اسکورد می شود تا در دام آن ها گرفتار نگردد.
در تازه ترین مورد که منجر به درگیری شدید و چاقو کشی درب یکی از دبیرستان های شهر و تا حد مسدود شدن خیابان ادامه داشته است و بعضی از همکاران ما شاهد موضوع بوده و با کلانتری مربوطه جهت رسیدگی تماس حاصل نموده اند، متاسفانه شاهد حضور با تاخیر آن عزیزان بوده است . به یقین تکرار این موضوع پیامدهای ناگواری را به دنبال خواهد داشت که در آن صورت تاسف دوای هیچ دردی نخواهد بود. البته معاون محترم فرماندار هم در پاسخ اعتراض همکارانمان که با او تماس حاصل نموده بودند ، ضمن اذعان به موضوع گفته بودند که اولویت ما پوشش امنیت مدارس دخترانه است! این صحیح است ولی دلیل نمی شود که ارجحیت موضوعی، غفلت از موضوع دیگری را به دنبال داشته باشد. وانگهی حضور فیزیکی نیروهای امنیتی در محل بزه، تنها یک فاکتور کارآمدی آن ها محسوب می شود، عوامل شناسایی محلی برای تعقیب و گریزهای بعدی به شایستگی مضاعف آن ها کمک می نماید. پدیده ای که گر چه شهر را بیش از پیش پلیسی می کند و تا پیدا شدن چاره ای قطعی راه دیگری مفروض نمی باشد.کمک گرفتن از نیروهای بسیج دانش آموزی که معمولا در هر دبیرستانی، جوانان باارزشی را شامل می شود از راه کارهای دیگر است، و البته شناسایی و تنبیه چند عامل بی ثباتی، ارزش های آن ها را دو چندان خواهد کرد.

