اشاره ای به چند درخواست همشهریان
وظیفه خود می دانم هر از گاهی به مناسبت مسائلی که در حوزه روزنامه نگاری و به خصوص در ارتباط با اتحاد جنوب اتفاق می افتد و برای خوانندگان عزیز جای سوال یا محل ابهام است، توضیحات لازم را تقدیم و ضمن ادای احترام به شفاف سازی فضا کمک نمایم. چرا موضع شما در حوادث اخیر و اختشاشات شفاف نیست؟
دوستان از جان عزیزترم، در گرایش های فکری مختلف شهرستان با تماس تلفنی یا حضوری و یا از طریق "پیام های آشنا" هفته نامه از اینجانب خواسته اند تا با شفافیت بیشتری به حوادث جاری مملکت موضع گیری نموده، خوانندگان عزیز را با مرام واقعی نشریه مربوطه آشنا نمایم. مثلا هیات تحریریه و شخص مدیر مسئول موضع دقیقی درباره اینکه حوادث اخیر چقدر ریشه در دخالت بیگانگان دارند؟ و جنبش سبز را چقدرجدی می دانند؟ چرا واقعه عاشورای تهران را محکوم نکردید؟ چرا راهپیمایی مهم مردم در محکومیت آن حوادث را منعکس نکردید؟ چرا مواضع رهبری را که به دفعات از رسانه ی ملی پخش می شود بزرگ نمی کنید؟ خارج نشینان و تحلیل های آن ها را چقدر می پسندید؟ و سوالات دیگری که عمدتا در همین حوزه است. اینکه دوستان زیادی از گرایش های فکری مختلف حقیر و هفته نامه اتحاد جنوب را قابل می دانند، مطالب آن را دنبال می کنند و بر ما منت گذاشته، به نقد منصفانه می پردازند و درخواست های خود را صمیمانه در میان می گذارند بسیار سپاسگزارم. از بدیهی ترین حقوق شهروندی امکان طرح دیدگاه و توقع پاسخ یابی است، همواره بر تضارب افکار پای فشرده ایم و به جد خواهان فراگیری این موهبت عظیم خداوندی در همه عرصه های اجتماعی هستم. همه کسانی که با اینجانب و مشی اتحاد جنوب آشنا هستند می دانند که این هفته نامه سال هاست که با شیوه های گوناگون مشی مستقلی را در جهت منافع مردم و میل به نقد و کنجکاوی در عرصه های گوناگون دنبال کرده است، و از چند ماه پیش با آمدن اینجانب با مشی اصلاح طلبی و روحیه نقد و بینش انتقادی دنبال می شود. تمام سعی بنده این بوده که فارغ از زد و بندهای سیاسی موجود مواضعی را اتخاذ کنیم که منشا تشتت آرا و گرفتاری های بیشتری نگردد. و البته به صراحت گفته ایم که تعامل با نهادها و سازمان های دولتی را فارغ از اینکه بر دولت و حوادث اخیر چه تحلیلی داریم، برای پیشبرد اهداف و رشد و توسعه شهرستان جدی می گیریم و بر مرام دیرینه و فلسفه وجودی اتحاد جنوب که برای انس و الفت و اتحاد مردم موجودیت پیدا کرده پایدار هستیم.
اما اینکه یک نشریه محلی چقدر
می تواند و یا باید در مسایل ملی دخالت کند و در حوادث گوناگون موضع گیری صریح نماید، موضوعی است که برای خود اینجانب هنوز محل سوال است به این معنی که بنده معتقدم آنچه اصل است دیدگاه نشریه است که تلفیقی از تفکرات هیات تحریریه، خوانندگان و کلیه فرهیختگانی است که اقدام به قلم فرسایی می کنند نه دیدگاه فردی شخص مسئول هفته نامه، ضمن اینکه با تقدیم مقالاتی، تا حدودی با مرام خوانندگان عزیز و همشهریان محترم همنوا شده ام. اما در خصوص سوالات مطرح شده در صدر این نوشتار؛
اینجانب حوادث اخیر را معلول علت های بی شمار دیگری می دانم که همگام با عمر سی ساله انقلاب معطل مانده و در این مقطع سر برون آورده است. توسعه مدنی شکل صحیحی به خود نگرفته، فرایند پاسخگویی به مطالبات مردم شکل جدی پیدا نکرده و این انباشتگی مطالبات در قالب امروزی بروز کرده است.
دخالت بیگانگان و چهره های وطنی خارج نشین در حوادث اخیر بعید نیست ولی به شکلی که فکر کنیم همه جریانات از آنجا هدایت می شود را قبول ندارم، همه کسانی که منافعی در گوشه گوشه عالم دارند به دنبال آن هستند و البته دست به تحرکات استراتژیک می زنند، همانطور که الان ما در مسائل منطقه ای مثل جریان صلح اعراب و اسرائیل، بحران عراق و افغانستان، مشکل مرزی لبنان و اسرائیل موضع خاص خود را داریم و بی گمان بعضی ما را متهم به دخالت های مخرب می کنند.
جنبش سبز را در ادامه جنبش اصلاح طلبی ملت ایران می دانم نه ظهور تفکری که به قصد براندازی یا محار به آمده باشد و بدیهی است که به عنوان یک جنبش نوپا ممکن است کاستی هایی هم داشته باشد و حتی افکاری که مغایر با خواست جامعه باشد در لایه های میانی آن رسوخ کرده باشد. خود را بخشی از این جنبش می دانم و به آن افتخار
می کنم. در خصوص واقعه عاشورا و راهپیمایی 9 دی ماه در محکومیت آن باید بگویم، با اینکه اطلاع دقیقی از حوادث آن روز ندارم و برداشت گزیده ای تلویزیون از آن راهپیمایی را اصلا نمی پسندم، ولی چنانچه هتک حرمتی صورت گرفته باشد محکوم است.
راهپیمایی در محکومیت آن حوادث را هم علاج واقعی موضوع نمی دانم و در آن شرکت نکردم. اما موضع گیری رهبر انقلاب را به دفعات چاپ کرده ایم و در مقاله پیشین هم یادآوری نمودم که وجاهت ایشان برای موضع گیری های مهم مملکتی منحصر به جایگاه اوست و ما خود را در حد و اندازه ای نمی بینیم که به تفسیر و تبیین کنه صحبت های او مبادرت نمائیم.
ما نسبت به عملکرد دولت در بخش های مختلف نقد جدی داریم ولی موفقیت های ملی و منطقه ای دولتمردان را از این حیث که پاسخ گوی مردم است منعکس می کنیم.
بارها اقدام به چاپ اخبار و دیدگاه نهادهای دولتی و سازمان های مربوطه کرده ایم ولی تعریف و تمجید و تحمید به شکل هفته نامه های دولتی و یا وابسته به گرایش های همسو را نمی پسندیم، البته آن ها را محکوم نمی کنیم و رابطه ی دوستانه ی خوبی با آن ها داریم. آنچه منتشر می کنیم، انتظارات خوانندگان فهیم اتحاد جنوب است و چنانچه پیرامون هر ستون آن نقدی دارند می توانند دست به قلم شده ما را در ارائه بهترین گفتمان یاری رسانند.
(مقاله خوانین منطقه) نوشته ی آقای سیروس انصاری نظرات شخصی اوست!
چاپ مقاله خوانین منطقه سعدآباد، شبانکاره و برازجان از سلسله مقالات زیر آسمان دشتستان که مدتی است به قلم آقای سیروس انصاری در این هفته نامه چاپ می شود، باعث دلخوری شدید و تذکر بعضی از دوستان شده است. بعضی از این عزیزان با ایراد به این نوشتار گفته اند؛ تا آنجا که ما به خاطر داریم و یا از پدران خود شنیده ایم، خیری از خانواده خوانین به مردم نرسیده و جز در مواقعی خاص که موضوعی منطقه ای را دنبال کرده و یا منجر به تاسیس نهادی عام المنفعه شده اند، عمدتا نقشی فئودالیته، توام با خشونت و ظلم داشته اند، و عجیب است که در دو مقاله پیشین، این خانواده ها در حد مبارزین انقلابی منطقه و قدیسین تقدیس و تجلیل شده اند. با احترام به ین گروه معروض می دارم، دوران طولانی حکومت خوانین بخشی از تاریخ این منطقه محسوب می شود و در اینکه قضاوت مردم و اجداد ما درباره آن ها چگونه است در تاریخ ثبت است. اما این مقاله که از برادر فرهیخته ام سیروس انصاری به رشته تحریر درآمده، عمدتا برگرفته از تواریخ موجود و نظرات شخصی ایشان می باشد که ممکن است مورد نقد خوانندگان عزیز باشد و همانطور که بارها گفته ایم هر مطلبی که در این نشریه چاپ می شود لزوما دیدگاه مدیر مسئول و یا هیات تحریریه اتحاد جنوب نیست و چنانچه نقد مستند و منصفانه ای بر آن مطالب وارد گردد قابل چاپ است.
حریم آموزش و پرورش
در اینکه آموزش و پرورش بستر مناسبی برای ترویج حقایق دینی است و می توان با برنامه ریزی مناسب آموزش های پایه و مورد نظر را در مقاطع مختلف تعلیم و تربیت جای داد شکی نیست. امروزه در اکثر جوامع پیشرفته مدارس، مرکز آموزش های بنیادی و گام به گام مدنی است و ره آورد آن آموزش ها، توسعه همه جانبه اجتماعی است. آموزش قوانین اجتماعی، راهنمایی و رانندگی، فرایند بلوغ و آشنایی با هیجانات این دوره، آموزش جلوگیری و کنترل رفتارهای پرخطر و حتی زناشویی، همچنین شناسایی دانش آموزان مستعد در علوم و بحث های سیاسی می تواند موضوعات قابل دفاعی باشند که در دعوت از مهمانان و کارشناسان برای تبیین و توجیه دانش آموزان، مورد نظر قرار بگیرند، اما اینکه هر از گاهی به مناسبتی و یا به اقتضای شرایطی مهمانی دعوت شود تا به توجیه برداشت های فردی یا گروهی مبادرت کند، نه آموزش معتبری خواهد بود و نه بهره لازم را به همراه خواهد داشت.
مطلع شدیم در یکی از روزهای هفته گذشته دبیرستان شاهد نبی اکرم برازجان از یک روحانی سرشناس دولتی که امامت جمعه موقت برازجان را هم به عهده دارد دعوت گرفته تا با حضور در جمع دانش آموزان به سوالات شرعی و پرسش های مختلف آن ها پاسخ گوید. البته این نخستین باری نیست که روحانیون محترم در مدارس حضور پیدا می کنند و از سال ها پیش پروسه اعزام روحانیون جوان اعزامی از حوزه های علمیه به مدارس در دستور کار مدیریت آموزش و پرورش بوده است. اما مدتی است که به خصوص بعد از انتخابات و به دنبال ناآرامی های تهران و تجمعات اعتراض آمیز پایتخت، صحبت ها از حدود مسائل شرعی و پاسخ های ضروری دانش آموزان فراتر رفته، با سوق دادن سخنرانی به مسائل سیاسی، دانش آموزان را به بصیرت خواهی دعوت می کنند. اما این بار در دبیرستان شاهد اتفاق دیگری می افتد که در جای خود محل تامل و قابل توجه است و موقعی که حاج آقا با شور و حرارت مصادیق طلحه و زبیر و خوارج را مسببین ناآرامی های اخیر معرفی می کند و حوادث عاشورای تهران را نیز به همانها نسبت می دهد و ایضا منافقین عصر می خواند، یکی از دانش آموزان به صحبت های وی اعتراض می کند و از او می خواهد تا با تحلیل شفاف، رخدادهای دیگر از جمله، زیر ماشین گرفتن معترضین، و کشتار ناآرامی ها را هم توضیح دهد که با استقبال سایر دانش آموزان مواجه می شود، و با کف زدن ممتد، خواستار پاسخ گویی به سایر سوالات خود هم می شوند اما مسئولین جلسه خواستار آرام شدن فضا و پرداختن جواب ها به صورت خصوصی می گردند که این هم مورد قبول واقع نمی شود و نهایتا با بیرون رفتن بعضی دانش آموزان جلسه ختم به خیر می شود! نمی خواهم بگویم این موضوع خوشحال کننده است بلکه از زاویه ای باعث تاثر هم می باشد ولی غرض اصلی این است که چرا بعضی از دوستان ترجیح می دهند، فضا را آن قدر یکدست کنند که همگان مانند آن ها فکر نمایند و چرا زاویه دید ما هنوز معطوف به برداشت های تلویزیون یا بعضی تریبون های خاص است و فکر می کنیم دانش آموزان هر چه را ما می خواهیم، دنبال می کنند. خوشبختانه به یمن ابزار قرن بیست و یکم، مردم دنیا لحظه به لحظه در جریان حوادث قرار می گیرند و تردیدی نیست که جوانان و نوجوانان این شهر و دیار هم از این امر مستثنی نیستند. البته این برادر بزرگوار در خطبه های نماز جمعه هم با شور و حرارت مثال زدنی به حوادث بعد از انتخابات می پردازند و فارغ از اینکه همه شرکت کنندگان در نماز با فکر او همراه نیستند چنین برداشت هایی را به دفعات مطرح نموده اند ولی حریم آموزش و پرورش و حضور 3000 نیروی باسواد آموزشی و پرورشی در مدارس دشتستان موضوعی است که بیش از پیش باید مورد نظر دوستان عزیز قرار گیرد.

