اجتماعي
اندكي تامل و قدري انصاف !!
در شماره(580/12 بهمن هشتاد و هشت ) مدير مسوول محجوب و بصير اتحاد جنوب به نامه هايي اعتراض آميز عليه نوشته هاي ( سيروس انصاري ) كه واصل شده بود صرفنظر از اين كه نام ها مستعار بودند و يا حقيقي با تواضع و فروتني مبادرت به پاسخ نمودند . واضح است كه مدير مسوول در چنين مواردي ملزم به پاسخگويي نيستند اما ايشان به احترام بيان آزاد و ابراز عقيده ي متفاوت به منتقدان جواب داده بودند كه هم پند بود و هم افتخار به تاريخ گذشته .
دشتستاني ها با تاريخ سر و كار دارند و مي دانند در دوره هاي استبداد ايالات و ولايات وسيله سران طوايف با نام هاي قايد ، كدخدا ، خان ، امير و .... اداره مي شد ودر برابر دولت مركزي مسووليت داشتند همانند امروز كه استان را استاندار ، شهرستان را فرماندار ، بخش را بخشدار و ده را دهيار يا همان كدخدا اداره مي كنند و جمله در برابر دولت موظف هستند ، در آن ايام دارايي براي وصول ماليات ، حتي در ايامي امنيه براي امنيت منطقه ، دادگاه براي رسيدگي بدعاوي و ..... وجود نداشت و همه ي مسووليت بر گرده بزرگتر ولايت بود / به جاي حمله به انصاري به زمان ايراد بگيريم ، به ناتواني جوامع ايراد بگذاريم و فقر فرهنگي زمان را بياد آوريم . خواهران و برادران محترم ، در اين مملكت شخصي مثل ميرزا كوچك خان جنگلي جداي از اعمالش ، چه خوب و چه بد عَلَم استقلال گيلان را بر دوش گرفت تا از آن يك دولت كمونيستي بسازد ، آيا خوانين منطقه ما چنان كردند يا جان بر كف نهادند تا مام ميهن پايدار مانَد . بر انصاري نتازيم ، به تاريخ شيراز و رياست خاندان قوام نگاه كنيم، به تاريخ كرمان و حكومت گنجعليخان نگاه كنيم ، خاندان ماكويي در آذربايجان ، اتابكان در كردستان ، شيخ خزعل عرب در خوزستان را مطالعه فرماييد ،تصديق خواهيد كرد كه خوانين منطقه دشتستان به هر جهت از مردم محترم ديار خود بوده اند . اندكي تامل و غور در تاريخ منطقه نماييم و اجازه ندهيم آن همه نام و افتخار لوث شود ، به همسايه هاي جنوبي خود نگاه كنيم آنان در رابطه با بزرگ مرد خود چه روشي دارند و دشتستانيها با بزرگان خود چگونه بر خورد مي كنند واقعا مايه تاسف است در پروسه طولاني تاريخ بشر ، دولت ها هرچند به نام وجود داشتند اما اينگونه نبودند كه قدرت دولت مركزي مقتدرانه بر كل جامعه حاكميت داشته باشد .
معترضان به مقاله به خوبي آگاهي دارند ولي متاسفانه تجاهل موضوع را مطرح كرده اند ، زيرا بر همگان آشكار است كه در گذشته هاي دور جهان اساسا بر نظام « فئوداليته » استوار بود ، مثلا در امريكا سفيد پوستان ارباب بودند ، در انگلستان « دوك » ها در چين « هان » ها در هند « مهاراجه » ها و .... و .... شرايط جهان چنان حكم مي كرد ، هيچ فردي از آحاد جامعه مقصر نبود ، كافي است عزيزان ، جنگ « سربست چغادك » را به ياد آورند . انگليسي ها عليه ايران از جنوب كشور حمله نمودند ، در چنان حالتي ارتش ايران بايد روبروي نيروهاي متخاصم قرار گيرد اما همه مي دانيم ، آنان كه جان بر كف با همه توش و توان برابر دشمن ايستادند اهالي برازجان و تعداد كمي از مردمان سه يا چهار روستا بود . آنان گرداگرد رهبر ، خان ، امير يا ..... با هر نام ديگر جمع شدند و به جنگ مهاجمان رفتند حال آنكه نيرويي به نام ارتش در آنجا حاضر نبود !!
چگونه ممكن است مردم دشتستان به قول « معترضان » ظالمان و ستمگيران را تنها به خاطر اجحاف و قتل و غارت بشناسند و از تبار و نسبشان بي اطلاع باشند . خوانين اجنبي نبودند كه با قلدري بر جايي حاكميت يافته باشند بلكه انسانهايي بودند از تبار مردم همان ولايت و ريشه در عمق همان خاك تا جايي كه به قول قديمي ها وصلت هايي بين ( رعيت و خوانين ) روي مي داد . بديهي است ميان اقوام و قبيله ها انسانهاي شريف و پاك وجود داشته باشد همچنان كه افراد بد هم بوده و خواهد بود . نيك و بد هركس را پاي خودش مي نويسند بويژه آنجا كه خالق هستي مي فرمايد : از حق خود مي گذرم ولي از حق الناس هرگز . ميزان تقوا ، عمل خير و مردمداري را هم جز او ديگري معنا نمي كند .
شرايط حاكمان در دشت ، كوهستان و بنادر متفاوت بود . دريا بيگي حاكم بنادر بود و گرچه تاريخ از او به نيكي ياد نكرده ولي فرهنگ و ادب مردم محترم بوشهر به حدي در اين موضوع ستايش بر انگيز است كه هيچ وقت اجازه ندادند فرصتي پيش آيد تا از زبان آن مردم مذمت شود . اهالي غيور بويراحمد پس از پيروزي انقلاب با تلاش و پي جويي محل دفن عبداله خان ضرغام پور را شناسايي نموده ، نبش قبر كردند ، بقاياي جسد را « گويا » با آب و گلاب شستشو داده و با كفني متبرك مجددن به خاك سپردند . خوانين بزرگ كه از سوي پادشاه « وقت » حكم ضابطي ، كلانتري يا .... دريافت مي داشتند در واقع خديو مُلك خود بودند / خدم و حشم داشتند ، بار عام مي دادند ،كاتب مخصوص و شاعر داشتند ، صاحب چندين مشاور ، كدخدا ، مميز مالياتي ، تفنگ چي محافظ شهر يا روستا بوده اند . حيف است در زمانه اي كه مزرعه سبز انديشه كشتزاري از تفكرات درخشان و عقلانيت والا را براي جامعه آراسته نموده با توهم و پاشيدن بذر نگران كننده نفاق خزان بيند . دوره اي كه فرزندان تحصيل كرده ولايات با تحقيق و پژوهش سعي دارند از گذشته ديار خود ، شخصيت ها ، انديشه ها و اعمال شايسته آنان را به منظور آگاهي نسل جوان و آيندگان وثبت در تاريخ با كاري طاقت فرسا و محنت زا به كشور معرفي نمايند ، غم انگيز و نوميد كننده است كه پس از گذشته قرن ها تازه بدنبال متهم كردن آنها باشيم ، القا كنيم نا راستي يكي را و از ديگري به قصد انتقام ، تعريف حقايق تاريخي را تكذيب نماييم ، نام و چهره شاخص ديارمان را با جهت گيري غير علمي ، نا آگاهانه و خداي ناكرده مغرضانه مخدوش نماييم . به راستي پاداش زنان و مردان بلند مرتبه و خدمات و اثرات مدني ، فرهنگي و اجتماعي چند هزار ساله آنها كه فضاي منطقه را عطر آگين ساخته اند بايد اينگونه پاس داشته شود .
لحظه اي بنگر كه تا خود كيستي
گر بدانستي زغم بگريستي
نوشته شده توسط سروش اتابك زاده ، در تاريخ دوشنبه 19 بهمن 1388 - 23:03
گروه تشویقی مدیران مدارس راهنمایی شهرستان دشتستان
اگر امکان دارد این مطلب را در نشریه چاپ کنید و حتماً بخواهید مسئولین درباره این سوال پاسخ دهند :
چرا کارشناس آموزش راهنمایی مدیریت آموزش و پرورش شهرستان دشتستان آقای علی شریفی درباره اعطاء گروه تشویقی به مدیران مدارس راهنمایی شفاف عمل نمی کنند و در تمام کارهای خود در این زمینه پنهان کاری می کنند و بر هیچ کس معلوم نیست که این گروه تشویقی طبق چه قانونی و به چه افرادی رسیده است ؟ اگر طبق قانون عمل می کنند چرا بطور شفاف به دیگر مدیران مدارس راهنمایی علنی اعلام نمی شود تا دیگر افراد اشکالات خود را برطرف نماید و تلاش بیشتر جهت رسیدن به حق و حقوق خود را بکنند .
نوشته شده توسط آناهیتا ، در تاريخ جمعه 02 بهمن 1388 - 00:25
حرمت شکنی عاشورای حسینی یا...
چندی است که با بوق و کرنا اینطور به خورد ملت می دهند که به امام حسین ع توهین شده و سرود وانفساسر می دهند که ای ملت عده ای به عاشور اعتقاد ندارند و می خواهند خون امام حسین را پایمال کنند خلاصه به این بهانه ملت را به هر طریقی می خواهند به خیابان بیاورند چند وقت پیش نیز با نمایش عکس پاره شده امام همین سناریو را دنبال کرده بودند اما چون به نتیجه دلخواه نرسید این دفعه سناریو امام حسین ع را به پا کردند و با احساسات مردم بازی کردند و با تعطیل کردن مدارس وادارات کارمندان بیچاره و دانش آموزان را به خیابانها آوردند راستی واقعا به خاطر امام حسین ع یا امام خمینی بود یا به خاطر مصلحت عده ای از خواص بود که بر اریکه قدرت تکیه زده اند و فکر می کنند این ارث و میراثی بوده که به آنها رسیده است
اگر اینطور نیست چرا سرو صدای توهین کنندگان به جماران را تقبیح نمی کنند چرا حتی یک بار با نوه امام خمینی واهل بیت امام مصاحبه نکردند چرا یک بار به موسوی و جنبش مردمی اجازه ندادند که با راهپیمایی خود این چنین حرکات مرموزانه را محکوم کنند البته من نمی دانم شاید شما هم این نظرات را انعکاس ندهید ولی خیلی ساده لوحانه می باشد اگر کسی نداند این حرکات همه از روی برنامه بود و فقط می خواهند از طریق احساسات مردم به اهداف خویش برسند به امید اتحاد واقعی مردم برای ایرانی آباد.
نوشته شده توسط شقایق سرخ ، در تاريخ دوشنبه 14 دي 1388 - 00:05
خشكسالي
با سلام خدمت شما. نامهاي است به نماينده محترم دشتستان در مجلس. لطف نماييد آن را در سايت منتشر نماييد.
باسمه تعالي
نماينده محترم مردم دشتستان در مجلس شوراي اسلامي
سلام عليكم
احتراماً، به استحضار ميرساند كه با توجه به وجود خشكسالي امسال و دو سال قبل در شهرستان دشتستان و بارش ناگهاني و سيلآساي باران و سرماي شديد، ما كشاورزان ساكن روستاهاي مياندشت، قلايي و بويري متحمل ضررهاي سنگين %100 شدهايم و به همين علت مزارع كشاورزيامان كه محصول عمده و اصلي آن تره است روزانه دور ريخته ميشود و خسارتهاي مالي زيادي تاكنون به ما وارد گرديده است.
هم اكنون و در اين اوضاع نابسامان، از شما نمايندهي محترم انتظار داريم كه صداي ما را به گوش مسئولين محترم رسانده و خواهان جبران زيانهاي وارده برآييد. همانا خداي متعال در اين راه همواره پشتيبان و حامي شما نمايندهي محترم و خدمتگزار بوده و ميباشد.
با آرزوي توفيق براي حضرتعالي
كشاورزان روستاهاي مياندشت، قلايي و بويري
نوشته شده توسط اصغر صمصامي ، در تاريخ يكشنبه 06 دي 1388 - 21:22
آقای یزدان پناه
دبیر سیاسی اتحاد جنوب تا چند سال پیش که اطلاع داشتم آقای یزدان پناه بودند . بعد از چند سال اسم هفته نامه تون رو جستجو کردم و سایتتون رو پیدا کردم ولی با اینکه نوشتید هفته نامه سیاسی ، فرهنگی ، ... اثری از مقالات سیاسی در اون نمی بینم !!! میخواستم بدونم ایشون هنوز هم باهاتون همکاری دارند یا خیر ؟ ممنون میشم جواب رو بزنید که منم ببینم . در آخر از اینکه انقدر خوب همه چیز رو آشکارا برای مردم شفاف سازی میکنید ممنون . من در شهرم (برازجان) نیستم ولی از وقتیکه سایتتون رو پیدا کردم احساس میکنم هنوز تو برازجونم و اخبار رو لحظه به لحظه از نزدیک ناظرم . بازم ممنون .
اتحادجنوب: آقای یزدانپناه متاسفانه در استان نیستند و دو سه سالی هست کمتر با نشریه همکاری دارند.
نوشته شده توسط یک دوست ، در تاريخ يكشنبه 29 آذر 1388 - 09:24
سلام
بنام خدا
با عرض سلام خدمت اعضای شورای اسلامی شهر برازجان و محمد تقی گرمسیری
من به عنوان یک شهروند یک پیشنهاد برای مسولین شهر برازجان و جناب محمد تقی گرمسیری دارم در مورد خیابان در حال احداث خضر که این خیابان را در ادامه که قرار است به ورودی شهر از سمت بوشهر وصل شود را در جایی به بولوار وصل کنید که اتوبان برازجان- گناوه به ان می پیوندد با ایجاد این خیابان (بولوار) یک میدان بسیار استراتژیک ایجاد میشود که هم باعث کاهش خیلی زیاد بار ترافیکی شده در قسمت پایین شهر شده ونیز از نظر زیبایی بسیار عالی می باشد .
با تشکر
نوشته شده توسط مصطفی ، در تاريخ سه شنبه 26 آبان 1388 - 20:36
اسکندر میگلی
بنام خدا
من یک دانشجوی فیزیک و دشتستانی هستم که می خواستم دوستانه مطلبی را با مردم و اقای اسکندر میگلی در میان بگذارم این جانب با بازدید از سایتهای مختلف و هفته نامه ها متوجه شدم که شما اقای میگلی به هر مسئله ای را که به نفع دشتستان است مخالفت وهر جه را که به ضرر دشتستان است موافقت می کنید چه جالب گفته اند که ادمها درسختی خود را نشان میدهند .شما در قضیه تجزیه دشتستان به ضرر مردم دشتستان با تجزیه موافق بودید با این دلیل که با تجزیه خدمت رسانی بهتر صورت می گیرد (حالا برای همه این مسئله مشخص شد که چه خوابی برای دشتستان دیده بودند) همچنین شما در رابطه با راه اهن و مسیر ننگین ان سکوت می کنید تا مهر تاییدی برای ان باشد (بوشهریهای تنگ نظر اگر می توانستند را ه اهن را هوایی به بوشهر وصل می کردند تا هیچ شهری از ان نگذرد و از مرکزییت بوشهر نکاهد این کار را انجام می دادند) حالا هم قضیه الحاق ده قائد به برازجان پیش امده با ان مخالفت می کنید نمی دانم هدف شما از این کارها چیست که خدا می داند چرا که همه مردم وهم مسولیین ده قائد وبرازجان می دانند که الحاق ان به برازجان برای هر دو طرف سودمند است (اگر کسی هم با ان مخالفت می کند مخالف اصل این الحاق نیست بلکه نگرانی از تخصیص اعتبارات است که این کار با ایجاد راهکارهای مناسب از جمله شورای مشترک و ... به راحتی قابل حل است) شما موافق این هستید که دهقاید تا ده سال دیگر به نوشته خودتان ده بماند و پیشرفت نکند؟ واقعا که...
نوشته شده توسط مصطفی ، در تاريخ سه شنبه 26 آبان 1388 - 19:48
آشغال سوزی
متاسفانه شبهای دهقاید برازجان از چند منظر برای آقایان مسولین شهری و محیط زیست قابل بررسی و مشاهده است از یک سو دود کارخانه سیمان که این روستا را احاطه می کند و از سوی دیگر اشغال سوزی شهرداری برازجان و دود بسیار کثیف و غیر بهداشتی آن ، در صورت ادامه این روند مردم دهقاید موضوع را به طریق مقتضی پیگیری خواهند کرد.
نوشته شده توسط محمد ، در تاريخ شنبه 25 مهر 1388 - 10:02
انتخابات
معلوم شد چرا اقاي .......... مدبر مسول ......... از اقاي احمدي نزاد طرفداري ميكرده خوب معلوم ديگه به من هم بگن بعدش ميخواي بشي ريس ............ همين كارو ميكردم!
نوشته شده توسط محمد شفيع بهار ، در تاريخ پنجشنبه 23 مهر 1388 - 11:30
مطالب تاریخی
من یکی از خوانندگان همیشگی هفته نامه شما می باشم . الان مدتی است که داستانهای تاریخی این نشریه ، خصوصا تاریخ پهلوی حذف شده است آیا چاپ نشدن این مقالات دلیل خاصی دارد؟ آقای صابری لطفا اگر دلیلی دارد برایمان توضیح دهید.
نوشته شده توسط عبدالرضا ، در تاريخ چهارشنبه 08 مهر 1388 - 10:08
تجدید چاپ کتاب خرما
درخواست همکاری از عکاسان و شاعران فرهیخته جنوب
به اطلاع اصحاب فرهنگ و اندیشه میرساند به دلیل اتمام نسخه های کتاب خرما درخت زندگی و ضرورت ترویج تاریخ و فرهنگ جنوب و تبلیغ محصول ارزشمند خرما که نقش مهمی در زندگی ساحل نشینان جنوب در طول تاریخ داشته است ، چاپ دوم کتاب خرما درخت زندگی با ویرایشی متفاوت در حال انجام است . قرار است در چاپ جدید بخشها و فصلهای جدیدی به این مجموعه اضافه گردد از جمله تصویر نخل و درخت خرما در شعر شاعران جنوب و همچنین قرار است یک مجموعه ۳۲ صفحه ای تصاویر زیبای رنگی از جلوه های گوناگون درخت خرما به اخر کتاب اضافه شود .
از همه شاعران و ادیبان فرهیخته جنوب و استان بوشهر دعوت میشود دو تا سه نمونه از اشعار کلاسیک و نو و سپید خود را به نشانی اینجانب ارسال کنند ( ترجیحا در یک سی دی ) تا در بخش تصویر خرما در شعر شاعران جنوب چاپ شود .
همچنین از کلیه عکاسان ارجمند و فرهیخته دعوت میشود عکسهای زیبا و هنری خود در باره نخل و خرما و جلوه های گوناگون این محصول گرمسیری را به نشانی اینجانب بفرستند تا به نام خود ایشان در کتاب منتشر شود .
همچنین از نشریات و سایت های محلی جنوب درخواست میکنم عکسهای مربوط به نخل که در ارشیو نشریه و سایت شان موجود است در اختیار حقیر بگذارند تا به عنوان اهدایی نشریه و سایت و به نام ان نشریه در کتاب منتشر شود .
پیشاپیش از همکاری همه یاران و سروران ارجمند تشکر خود را اعلام می کنم .
نشانی :
۱- برازجان - خیابان فردوسی - گلستان شمالی - کوچه رسالت ۳ - پلاک ۵۷ - سجاد واعظی ۰۷۷۳۴۲۴۱۴۲۶
۲- استان سمنان - شهرستان دامغان - دانشگاه ازاد اسلامی واحد دامغان - گروه حسابداری - سجاد واعظی ۰۹۱۷۳۷۶۳۹۳۰
sajad_vaezi@yahoo.com
نوشته شده توسط سجاد واعظی ، در تاريخ دوشنبه 06 مهر 1388 - 11:57
حمايت از فوتبال برازجان
با سلام خدمت شما
لطفا اگر امكان دارد وبسايت رسمي باشگاه برازجان با نام:
www.perspoliseborazjan.blogfa.com
را در قسمت (پيوندها)ي سايتتان قرار دهيد تا اين سايت حامي و پيام رسان اين باشگاه پر ترفدار برازجاني در فصل جديد باشد و با پيام رساني صحيح موجب افزايش تماشاچي در استاديم و حمايت از اين تيم باشد. با تشكر فراوان
نوشته شده توسط پرسپوليس برازجان ، در تاريخ پنجشنبه 26 شهريور 1388 - 01:57
ادعاي بزرگ مديركل ارشاد بوشهر
ادعاي بزرگ و غير واقعي مديركل فرهنگ و ارشاد بوشهر
مديرکل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان بوشهر در افتتاح سينماي شهيد آويني در شهر بوشهر فرموده است: با توجه به سابقه استان بوشهر در عرصه هاي فرهنگي و هنري و برخورداري اين استان از هنرمنداني توانمند در عرصه فيلم و عکس، در دولت نهم توجه خاصي به بخش فرهنگ در اين استان شده است.
البته ادعا كردن كه اين روزها اسان است و اگر به حرف باشد همه مي توانند ادعاهاي بزرگ كنند و فخر بفروشند و سينه سپر كنند و مدعي باشند اما هر وقت پاي عمل به ميان مي آيد آنوقت معلوم مي شود كه چه شده و چه نشده است. داستان اظهارات آقاي شفيعي مديركل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي استان بوشهر هم همينطور است. او در حالي از توجه خاص به بخش فرهنگ در استان بوشهر سخن فرموده كه بخش هاي مختلف فرهنگ در دوره مديريت او دچار خسران عظيمي شده و نه تنها پيشرفتي نداشته كه در بسياري از زمينه ها عقب افتاده است. نمونه آن را مي توانيد به سادگي در بخش هاي مختلف هنري و ادبي و فرهنگي ديد. مثلا در زمينه فعاليت مطبوعاتي به گفته روزنامه نگاران و خبرنگاران كه تقريبا هر هفته در هفته نامه هاي استان بوشهر نوشته هاي آنها چاپ مي شود در دوره مديريت اقاي شفيعي شاهد بدترين وضعيت براي روزنامه نگاران و خبرنگاران در طي دو دهه اخير بوده ايم. نمونه آخر آن هم ارسال گزارش آقاي شفيعي به دادسراي بوشهر در ارتباط با گزارش هفته نامه نصير بوشهر كه منجر به دادگاهي شدن مدير مسئول و دو تن از نويسندگان آن شده است. بقدري اقاي شفيعي به روزنامه نگاران و خبرنگاران فشار آورده كه هر چند مدت شاهد طومار اعتراض آميز آنها هستيم كه باز آخرين آنها مگس دانستن تعدادي از مطبوعات بوشهر و باز هم طومار اعتراض خبرنگاران و نويسندگان نسبت به اين توهين وي.
در زمينه ادبي نيز در دوره مديريت اقاي شفيعي اكثر انجمن هاي شعر و ادب استان تعطيل و يا به ركود و خموشي رفت و چند انجمني نيز كه جسته و گريخته به فعاليت مشغول هستند فقط به خاطر علاقه و عشق شاعران آنجاست و گرنه همان ها هم بايد مدتها پيش تعطيل مي شدند. حمايت نكردن آقاي شفيعي از انجمن هاي ادبي بقدري آشكار است كه بسياري از شاعران و ادباي استان ديگر علاقه اي به شركت در مراسم اداره فرهنگ و ارشاد بوشهر ندارند و تقريبا مراسم اقاي شفيعي را تحريم كرده اند و نمونه آخر آن هم شركت نكردن شاعران دشتستاني در مراسم شعر انجمن قلم بوشهر به خاطر مشاركت اداره فرهنگ و ارشاد بوشهر در اين مراسم بود.
در زمينه هنري نيز در دوره اقاي شفيعي شاهد عقب گرد در زمينه اجراي تئاتر و نمايش بوديم بطوريكه در دوره مديريت او كمتر شاهد اجراي موفقيت آميز نمايشي در بوشهر و مطرح شدن آن در سطح كشور بوديم. راستي بر سر آن نمايش و تئاترهاي كشوري كه از بوشهرظهور كرده بودند در دوره اقاي شفيعي چه آمد؟ آن همه هنرمند تئاتر و نمايش چرا غايب شدند و خاك صحنه را بوسيدند و به خانه رفتند.
در زمينه فيلم اوضاع از اين هم بدتر است براي اينكه انجمن سينماي جوان بوشهر در دوره اقاي شفيعي به روزمرگي افتاده و كمتر از اين انجمن فعاليت در خوري مي بينيم. فيلم هاي كوتاهي به كارگرداني اقاي غريب زاده هم كه موفق به مطرح شدن در سطح جهاني مي شوند هيچ ربطي به اقاي شفيعي نداشته و به طور خصوصي تهيه مي شود و اداره فرهنگ و ارشاد بوشهر حتا نمي داند كه اين فيلم ها كي و چگونه توليد شده است.
موسيقي نيز در دوره مديريت اقاي شفيعي به طور كلي به دربهاي بسته برخورد . نمونه آن جلوگيري از اجراي موسيقي محلي گروه مرواريد ليان به سرپرستي آقاي شريفيان در يكي از استانهاي شمالي بود كه بلاخره مشخص نشد كه نقش آقاي شفيعي در جلوگيري از اجراي آن چه بود. موسيقي محلي به شدت در دوره اقاي شفيعي ضربه ديد و به سوي نابودي رفت. از موسيقي سنتي هم حمايتي نشد و حتا جلوي موسيقي مذهبي نيز توسط اداره ارشاد گرفته شد. اين موسيقي نيمه بندي هم كه وجود دارد دولتي سر حوزه هنري و حمايت اين حوزه از موسيقي است.
در زمينه هاي ديگر فرهنگي نيز اوضاع و احوال بهتر از اين مصيبتي كه خوانديم نيست و اوضاع شايد خرابتر هم باشد. شما فقط اوضاع فرهنگي شهرستان دشتستان را در دوره مديريت اقاي شفيعي ببينيد و بسنجيد كه چقدر كار شده و اصلا چه كارهايي شده است تا بدانيد كه در بقيه شهرستانها هم وضعيت چگونه است.
با توجه به اين اوضاع اي كاش اقاي شفيعي مي گفت كه چگونه در دولت نهم توجه خاصي به بخش فرهنگ در اين استان شده است؟! اگر منظور ايشان ساخت و ساز فرهنگي است كه بسياري از آن در دوره استانداري اقاي تبادار و در دولت هشتم شروع شد و هنوز هم به پايان نرسيده است. طرحهاي عمراني هم كه در دولت نهم در استان شروع شد در مقايسه با كشور چه جايگاهي دارد و چقدر آنها به افتتاح رسيده است؟
نوشته شده توسط حسين هاشمي - دشتستان ، در تاريخ پنجشنبه 26 شهريور 1388 - 01:56
زيارت اهل قبور با چادر
5 شنبه گذشته براي زيارت قبور به آرامگاه رفته بودم.با پوشش مانتو و مقنعه بلند مشكي.وقتي براي زيارت سيد محمد رفتم خانمي دم در با لحن بد گفت خانم بايد چادر بپوشي و توجه من به سبد چادري كه بيرون از بقعه گذاشته بود جلب شد وقتي با اعتراض من مبني بر اينكه اينجا كه امامزاده نيست ، مقبره سيد خوشنام است مواجه شد با كمال اعتماد به نفس گفت بالاخره زيارتگاه است!!!من داخل نرفتم و به نشانه اعتراض بيرون منتظر ماندم تا همراهان بيايند . خانم دم در پس از رفتن توي بقعه و مشورت با خانم X با صداي بلند اعلام كرد خواهران بدون چادر هم مي توانند بروند زيارت و سبد چادر را جمع كرد.جالب تر پارچه نويس اداره اوقاف شهرستان بور كه چادر را اجباري اعلام كرده بود .1-آيا ترويج خراف پرستي مجازات ندارد؟
2-آيا اين اقدام باعث اسلام زدايي جوانان نمي شود؟
3-طبق كدام مجوز و قانون زيارت اهل قبور بايستي حتماً با چادر باشد؟!!!!!
ضمناً بنده به هيچ وجه قصد توهين و جسارت به پوشش چادر را نداشته و صرفاً از انحرافاتي كه بعضي ها آگاهانه در مردم ايجاد مي كنند متاسف مي شوم.
نوشته شده توسط شهروند ، در تاريخ سه شنبه 24 شهريور 1388 - 12:32
نمایندگان استان
سلام اقای مدیر مسول لطف کنید از نمایندگان صندلی پرکن استان بخاطر اقتدارشان در مجلس هشتم تشکر کنید بیچاره مردم استان که دلشان را بیهوده به چند نماینده ناکارامد وناتوان خوش کرده اند
نوشته شده توسط علی ، در تاريخ دوشنبه 16 شهريور 1388 - 06:36
مردانه سخن بگوییم
سلام
جناب آقای مردانی شما اوایل فروردین ماه سال جاری مقاله با نام فوتبال دشتستان در سایت قرار دادید که با مطالعه آن توسط افرادی که به نوعی با فوتبال دشتستان سر و کار داشتند ، بوی یک خصومت شخصی می داد . هر چند از شما بطور رسمی دعوت کردیم که حضوری با هم صحبت کنیم اما نمی دانم به چه دلیل شما از این کار سر باز زدید . با نگارش این مطلب نیز این شائبه در ذهن ما دوباره جرقه زده که عنوان نمودن این مطالب با ذکر شخص خاصی نشان از یک کدورت شخصی است . هر چند برخی از مطالب شما از نظر بنده که بطور کامل در جریان امورات فوتبال دشتستان از نزدیک هستم ، چندان صحت ندارد اما باز هم از شما دعوت می نمایم که در صورت تمایل بطور حضوری یا تلفی با هم صحبت کنیم تا در صورتی که شما مطالبی را در مورد ورزش و فوتبال برازجان و دشتستان دارید ، بهتر به اطلاع مردم رسانده شود . در ضمن از شما خواهش داریم که با نگارش این مطالب سعی در بر هم زدن آرامش حاکم بر فوتبال دشتستان نداشته باشید .
منتظر تماس شما هستیم .
نوشته شده توسط زاهدی ، در تاريخ پنجشنبه 12 شهريور 1388 - 01:37
امپراتوریای به نام بوشهر
سلام
ضمن تشکر از اتحاد جنوب و سایت اینترنتی آن.
صحبتهایی دارم که درد دل انسانهایی است که مدت هاست خود را سرکوب شده می دانند.
متاسفانه بوشهر تنها و تنها خود را می بیند و به دیگر مناطق همچون روستای خالی از سکنه ای نظر دارد.
این در حالی است که مسئولان و مدیران ما کور خود را جلوه می دهند و مردم را نیز احمق فرض می کنند.
پیشرفت و یا امکانات و تجهیزات حق همه مردم ایران است. نباید این را فقط برای شهر بوشهر دید.
آیا مردمی که در دشتستان زندگی می کنند ، انسان نیستند؟
اگر هستند پس کسانی وجود دارند که انسانیت یا قدرت شناخت انسان را ندارند.
چرا در این استان اینقدر ظلم صورت می گیرد و همه روزهی سکوت گرفته اند؟
از اتحاد جنوب تقاضامندم به عنوان یکی از با تجربه ترین منبع انتشار اخبار و مشکلات مردم استان ، این مطلب را در هفته نامه خود منتشر نماید و جبهه ای خارج از وجود ترس اتخاذ نماید.
از حقوق مردمی دفاع کنید که به هر چیزی خود را قانع می دانند و سکوت بیش از حدشان موجبات ایجاد یک پادشاه و امپراتوری شده است که در پس نام بوشهر مخفی گشته.
آزادی و عدالت را برای انسان ها آرزومندم.
نوشته شده توسط یک غیر دشمن ، در تاريخ چهارشنبه 04 شهريور 1388 - 17:44
پیام میگلی نژاد به مناسبت روز خبرنگار
امیدوارم که بشر به رشدی برسد که مسلسلها را به قلم تبدیل کند
امام خمینی (ره)
مدیر محترم نشریه وزین اتحاد جنوب
خبرنگاران قشري پويا ، فعال و زحمتکش در جامعه اند که صادقانه در راستاي آگاهي بخشي به جامعه فعاليت مي کنند.اما به دلیل تلاش برای هویدا ساختن حقیقت،متاسفانه همواره مورد بی مهری قرار گرفته و برخوردهایی نامتناسب و دور از شان و شخصیتشان با آنها شده است.
17 مرداد که به یاد خبرنگار شهید محمود صارمی، روز خبرنگار نام گرفته، روز پاسداشت کوشش های صادقانه روزنامه نگاران آزاده ای است که برای دسترسی، تولید، توزیع وا نتشار اطلاعات از هیچ کوششی دریغ نمی ورزند.
تبيين ودفاع از جايگاه خبرنگاران يکي از اصلي ترين مسايلي است که در گرامي داشت روز خبرنگار بايد به آن توجه شود.
اینجانب به نمایندگی از مردم شریف بوشهر گناوه دیلم ریگ و خارگ 17 مرداد روز پاسداشت قلم را به همه روزنامه نگاران، صاحبان اندیشه و قلم و آزادگان عرصه اطلاع رسانی تبریک گفته و برای همه مجاهدان این عرصه آرزوی سرافرازی و تداوم توفیق دارم.
غلامعلی میگلی نژاد
نماینده مردم شریف بوشهر گناوه دیلم ریگ و خارگ
در مجلس شورای اسلامی
نوشته شده توسط دفتر ارتباطات مردمی نماینده مردم بوشهر ، در تاريخ يكشنبه 18 مرداد 1388 - 10:49
مطالب تاریخی
آقای صابری چرا از داستانهای تاریخی اتحاد جنوب خبری نیست ؟ خواهش می کنم اگه امکان داره باز هم از این مطالب در اتحاد جنوب بنویسید
نوشته شده توسط رضا مولایی ، در تاريخ چهارشنبه 31 تير 1388 - 09:49
نگاهی به حضور مصیب غریب زاده در هیات فوتبال
مصیب غریب زاده فرهنگی عضو شورای شهر برازجان هنگامی که پیشنهاد دبیری هیات فوتبال دشتستان را از امید فتحی دریافت کرد هیچگاه فکر نمی کرد عمر دبیریش بر فوتبال دشتستان به یک سال نیز نکشد. غریب زاده که منتقدان بسیاری داشت بر پست دبیری هیات جلوس پیدا کرد و البته باز نیز شاهد حاشیه هایی بودیم که رد پای مصیب غریب زاده در ان وجود داشت. تماشاگران قدیمی برازجان بدون اینکه به حافظه تاریخی خود رجوع کنند یا بخواهند به مغز خود فشار بیاورند روزهایی را به یاد می اورند که غریب زاده در قامت یک بازیکن زمینه ساز جنجال های زیادی شده بود و البته پرونده های انظباطی او در هیات فوتبال بیش از حد قطور شده بود . این مساله همچون شمشیر داموکلوس بر سرش فرو می امد
سال 1388 در حالی برای هیات فوتبال دشتساتان اغاز شد که زمزمه هایی مبنی بر مخالفت رییس هیات فوتبال استان با ادامه حضور مصیب غریب زاده در هیات فوتبال دشتستان به گوش می رسید. کم کم شایعه ها رنگ واقعیت به خود گرفت. اعلام شد که غریب زاده به علت مشغله کاری از دبیری هیات استفا داده است. اما آگاهان معتقد بودند که مشغله کاری بهانه ای بیش نیست. فشارهای وارده بر امید فتحی مبنی بر تعغییر دبیرش بالاخره کارگر افتاد تا عمر دبیری غریب زاده بر فوتبال دشتاستان به یک سال نیز نرسد و وی با تمام اصراری کر بر ادامه حضورش داشت مجبور به ترک صندلی اش شود
مصیب غریب زاده در این سال ها چه د حوضه سیاسی چه در ورزش نشان داده که مرد از این شاخه به ان شاخه پریدن است . از حمایت مهدی کروبی اصلاح طلب چپ گرا تا حمایت همه جانبه از محمود احمدی نزاد اصول گرا راه زیادی است.
حمایت از عبدالمجید شجاع در انتخابات مجلس و معرفی خود به عنوان یک اصلاح طلب از شوخی های روزگار است که مصیب آن ها را برایمان بازگو می کند و لبخند بر لبان منتقدان می گشاید.
این روزها حسین شکرانه بر صندلی مصیب غریب زاده می نشیند و تابلوی پشت سرش عنوان دبیر هیات را نشان منی دهد. هیات فوتبال روزهای آرامی را سپری می کند دیگر از ان جر و بحث ها خبری نیست.
نوشته شده توسط وحید مردانی ، در تاريخ سه شنبه 23 تير 1388 - 16:09
صفحات
1 | 2

